۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه

زندگی، طیف خاکستری


هنوز مراسم فیلم دیدن ما ادامه داره و کشفیات مهمی هم انجام گرفته
مثلا این‌که
چه اشخاصی در بیشتر مراحل همراه ما بودن
چه کسانی بابت خوشی و چه کسانی در هر مرحله با ما بودند
و خیلی نتیجه گیری‌های دیگه که کلی هم مثبت بوده
بهترین هم این‌که:
ما بیش از لحظات تلخ ، ساعات شیرینی داشتیم
همان روزگارانی که از یاد بردیم و حتا در ذهن حضور نداره
با دیدن تصاویر یک به یک و پیاپی به نقطه‌ای رسیدیم که دیگه می‌گفتیم
اه......... بازم مهمونی............ ما کی وقت کردیم این‌همه مهمونی بدیم
اه بازم سفر.......... 
و در آخر که امروز صبح پریا دخت فتوا داد
ما خیلی هم آدم‌های خوشبختی هستیم و نباید به‌خاطر دو سه سال بیماری و یکی دو سال مراحل بعد از سقوط بگیم: اه چه دنیای بد عهدی بود
خلاصه که ما معمولا داشته‌ها را به فراموشی می‌سپاریم و به نداشته‌ها چنگ می‌زنیم
انسان اصولا موجود ناشکری است
و همیشه به قسمت تهی لیوان نظر داره
به سیاهی متمایلی و پوچ اندیشه
فکر کن تا این‌جا که رسیدی، چه لحظاتی طی شده؟
چه راه‌هایی که نفتیم
چه خنده‌ها و چه خاطرات خوشی که نداشتیم و .................... ولی ما فقط زوم کردیم به لحظاتی که درش سنگینیم
به‌قول پریا:
زندگی رو نباید سیاه و سفید دید
زندگی طیفی خاکستری‌ست که از ترکیب دو رنگ سیاه و سفید خاکستری شده

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...