۱۳۸۶ آبان ۱۵, سه‌شنبه

من چه سبزم


وقتی ذهن درگیر و انرژی ما را بیهوده هدر می‌ده. نتیجه این می‌شه که بعد از عبور از یک بحران روحی، عاطفی، ذهنی
بیماری‌ها یک به یک از راه می‌رسه
به هر شکل سه ماه گذشته و اتفاقات عجیبی که پشت هم سرفرازم کرد. شد بیماری عفونی و صاف نشست روی مرکز احساسات و ریه نازنینم درگیر شد
هنوز خوب نشده. اما من در حال عبور از بحرانم
اوضاع بد نیست. خوب است و من راضی. بیماری هم برای همه هست. تنها کاری که از من ساخته است، اینه که منتظر بهبودی کامل بمونم
اما جادة پیش رو تا حدودی آفتابی و
حاشیة مسیر سبز به نظر می‌رسه
و من ستاره‌ها را همچنان در پشت ابرها باور دارم

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...