۱۳۸۷ فروردین ۵, دوشنبه

عادت کنیم

ما هی میریم و می‌ریم و میریم تا بتونیم شاید کسی رو پیدا کنیم که به‌قولی: آنی داشته باشه
ما هی دام پهن می‌کنیم. دام تهی می‌یابم. دوباره دام پهن می‌کنیم
مهمترین نکته اینه که ما فقط عادت به انتظار کردیم. ما عادت کردیم خودمون نباشیم
شاید خیلی‌ها اما کمتر منه من
ما گاه چنان عاشق‌وار هم‌رو دوست داریم که نمی‌دونیم اگر روزی نباشه، بی‌اون چطور زندگی کنیم
اما ما عادت می‌کنیم
به نبودن ها و رفتن‌ها، عادت می‌کنیم
پوست می‌ریزیم و درد می‌کشیم تا عادت کنیم، اما بالاخره عادت می‌کنیم
چنان عادت که گاه از کنار هم عبور می‌کنیم و هم رو نمی‌خواهیم که ببینیم
و این است تمامیه معنای عشق
ما عادت می‌کنیم حتی برای عید بهم تبریک نگوییم
چه خوب است که ما انقدر راحت در مسیر دور شدن از خود عادت می‌کنیم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...