۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

بازگشت کینگ کنگ




دلم لک زده برای یک اتفاق خیلی خیلی عجیب، عمومی
مثلن پیدا شدن چند فروند بشاف پرنده برفراز آسمان
و احیانن گروگان گیری اهالی زمین توسط موجودات فضایی
شاید حتا
شنیدن صدای صور اسرافیل؟
بازگشت کینگ کنگ
یک صدای مهیب و خارق العاده که خواب همه رو بدره
پر از راز و معما و سوال
پر از ابهام و هیجان
یه موج عجیب غریب تازه که تک به تک‌مون رو زنده کنه
در فاصله آغاز تا پایان رخ‌داد، به جبر هم شده به خاطر بیاریم
چه‌ها که داریم؟
چه‌کارها که دوست داشتیم و هرگز انجام ندادیم
یک اتفاق توپ صدا دار
مثلن لاستیک های چرخ سفینه ی مادر بالای آسمون تهرون پنچر بشه
 و مجبور بشن گروهی بیان بیرون پنچر گیری
یا چمی دونم سفینه‌شون عیب کنه و نتونن غیب‌ش کنن با
 کل هوم چراغ های روشن گیر کنند
برفراز بام شهر
خلاصه که دلم یه هیجان عظیم می‌خواد
یک موج جمعی

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...