۱۳۹۳ مرداد ۱۵, چهارشنبه

چه نه




يك پنج‌شنبه‌ي ديگه هم اومد و بعد دوباره جمعه مي‌شه
جريان سيال و گاه ناهموار زندگي هم‌چنان ادامه داره
چه من خوش‌حال باشم و چه نه،
چه نقاشی کنم، چه نه
چه بنویسم، چه نه
چه بسازم، چه نه
چه عاشق باشم، چه نه
چه بخندم، چه نه
چه بدوم، چه نه
چه تنها باشم، چه نه،  
اين روزهای زندگي مي‌گذره و با سرعت هر چه تمام تر می‌ره
باید یه کاری کنم که خوب بره
باید بتونم دوستش داشته باشم
و باید باور کنم زنده هستم
هنوز نفهمیدم چه‌طور با این داستان تازه کنار بیام
فعلن که هنوز ناخوش احوالم و ذهنم جز به سمت تیرگی‌ها قد نمی‌ده
خاصیت بیماری این است که خودت رو ته دنیا ببینی
و چه عجیب که من همیشه ته دنیا بودم
باید زودتر خوب بشم و فکری برای روزهای مانده کنم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...