۱۳۸۵ بهمن ۶, جمعه

عشق را عشق است



خداوندا تو که خالق بودی. بدایع بسیار تر از رویای عشق موجود می‌ساختی. که ما عمری پی یک سراب نرویم. مجموع چند سراب، می‌شود همین دنیا کمی شیرین تر با طعم عشق
شاید رویایی قوی تر از عشق نخوانده بودی؟
تو چطور می‌توانی عشق را شناخته باشی. در حالی که همتایی برای عشق ورزی نداری؟
اگر هم ما را آفریدی که در ما عشق را تجربه کنی، چرا این عشق را در موزه آثار باستانی گذاشتی؟
بذار وسط با هم حالش و ببریم

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...