۱۳۹۱ شهریور ۱, چهارشنبه

اندر امراض




فکر کنم دارم مریض می‌شم
یک احوالی دارم که تا چند وقت پیش نبود
یهو ضربان قلبم می‌ره بالا
سرم هی الکی به سمت ساعت می‌چرخه
چشمام حرکت عقربه‌ةا را کند می‌بینه
گوشم کیپ شده و منتظر شنیدن صدایی خاص
دائم فکر می کنم چیزی گم شده
خودم را یادم می‌ره
و دستم هی بی‌ربط به سمت قلبم می‌ره که نگهش داره
بی وقته نشه
یهو بریزه

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...