۱۳۹۱ مرداد ۲۱, شنبه

نامه‌ای به جناب شما


وقتی می‌آی
اومدی و بد جور هم تشریف‌تون رو آوردی
موسیو عزراییل شما رو می‌گم
تابستون امسال خودت رو هلاک کردی
سوریه، افغانستان، و  خیلی جاهای دیگه
هم‌چین چتر انداختی که انگار طلب ارثیه‌ی پدری  رو طلب می‌کنی!
چه‌طور می‌شه از شما فرار کرد؟
بر چه اساسی لیستی جدا می‌کنی؟
اتوبوسی در هند از صدده متر ارتفاع سقوط می‌کنه
50 نفری  باهم
سر راه می‌ری آدربایجان ما و یه پنجاه نفری هم اون‌جا سرویس زدی؟
وقتی می‌گم : اخبار این دوران به سوره تکویر می‌مونه
برخی می‌خندن
سیل چین یادم نره
اون‌وقت شما چه‌طور خوابت می‌بره؟

 

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...