۱۳۸۹ اسفند ۲۰, جمعه

آقایون ترکوندنا



آما
تکوندما، چه تکوندنی
پابه‌پای صادق رفتم به جنگ، سال‌های پیش‌تر و
چنان خونه رو جابه‌جا کردم که انگار تازه ساکن این خونه شدم
اما چی؟
ما که این‌قده از پشت سر ترسیده و خسته‌ایم از چی نگران می‌شیم
اوه سونامی، لاکردار ایی بدبخت ژاپنی‌ها
تو این شب عیدی ببین چی به سرشون اومد! کی می‌دونه چی پیش می‌آد
کی می‌تونه منتظر چنین فاجعه‌ای باشه؟
چند روز پیش به یکی گفتم، دیگه می‌خوام برم
حتا اگه شده، ژاپن
وقتی تصاویر مهپاره‌ای رو می‌دیدم
اوه راستی
دیروز زنگ زدن دارن تو محل کاسه بشقاب ملت رو جمع می‌کنند
خب بعد چی؟
دیگه به قوت خدا مهپاره هم رفت تو قوطی  usb  و دیش هم نمی‌خواد
 
 

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...