۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

روم سیاه



قبل از رفتن دهه‌ی هشتاد اینم بگم و بی‌حساب بشم
نمی‌دونم در این مدت چند نفر را آزردم، دانسته ندانسته
ببخش، شرمنده‌ام اگر که بد کردم
اگر نفهمیدم و گذر کردم، ببخشید شرمنده که نفهمیدم
اگر به خطا قضاوت شد، اگر حکم به خطا دادم
اگر باید زود می‌فهمیدم و یا دیر فهمیدم و یا اصلا نفهمیدم
یا اگر جسارت کردم، در چشم‌هاتان ذل زدم ، نگاه کردم و حرف زدم
اگر اهانت بود، شرمنده‌ام نفهمیدم
اگه گاهی ناامید بودم و حس مشترکی را کدر کردم، بذارید پای انسان بودنم و آزمون و خطا
خلاصه که از جمیع ارگانیک و غیر ارگانیک
در زندگی اکنون
در زندگی‌های گذشته، یا آینده
عذر خواهی می‌کنم، اگر نتونستم بهترین شکلی را که توانش را داشتم
پیدا کنم
خط کشیدم، رفتم، آمدم، فریاد زدم، گرفتم، پس دادم


با سپاس و عذر خواهی فراوان 
از هر که در این ده سال آزردم
حول حالنا



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...