۱۳۹۰ فروردین ۸, دوشنبه

صدای پای باد




چه سکوتی!!
الهی شکر
هیچ‌کی نیست الا منو و جنگل و خدا
البته اگه خدا قبول کنه،
دریا
از اون دور در خط افق پیداست
  از این‌جا هم می‌شه صداش رو  از روی کوه شنید و
امواج‌ش رو تجسم کرد
می‌شه چشم بست و همراه باد
بر سینه‌ی نرم خزر پرواز کرد
حتا از همین‌جا هم می‌شه اقتدارش رو فهمید
و می‌شه به اقتدار جنگل، اطمینان کرد
خلاصه منم و سکوت و صدای پای باد
و بلبل جنگلی که با جفتش داره
 و  قرقاول زرینی که خوش‌خوشان در تل خاکستر سرد، غلت می‌زنه
البته صدای موسیقی هم هست
هم نوایی پیانو، ویلون و ویلون‌سل
خلاصه که باید در این لحظه به‌خاطر همه موهباتی که به‌من ارزانی داشتی
عمیقا و از ته دل سپاس‌گزاری کنم


با این همه
در سینه‌ام بغضی هست
بغضی نرم

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...