۱۳۸۷ بهمن ۱, سه‌شنبه

پی، در پی، سه‌هزار و چهارصد ونود و پنجم



آخه کلی طول کشید تا فهمیدم دوستان گرام از رویت متون عریض و طویل جا می‌خورن، شوک می‌شن
در نتیجه دو خط بالا، دوتا وسط و یکی از پایین می‌خوانند و یه کامنت ادب براندازی برات می‌ذارن که از هر چی حس و هوش و ذوق الهی بالفطره بود بری
برای همین منم کوچیک کوچیک می‌گم
که
شمام سر فرصت، هر وقت حالش رو داشتید، مثل این پی‌در پی‌های تی‌وی جمهوری اسلامی، آری
حکومت خودکامان آری، هرگز
پی در پی بخونید
از یانگوم که با اون چشمای بادومی و ترب سفید و اردک گوگرد خورده‌اش وانموندم منم قسمتی می‌نویسم

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...