۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه

آبجی لیدی

لا
این بانوی، مکرمة محترمة مخدره فوق که مشاهده می‌کنید، یکی از آن دسته دختران خطرناک بانو حوا و شاید هم لیلیت باشه
عاشق سلاح سرد و کلکسیونی از خطرناک‌ترین اون‌ها را داره
افریقا می‌ره، بچه آداپت می‌کنه.

به وقت‌شم شوهر عوض می‌کنه
الانم که به چشم کوری باقی همسر جناب برت پیته و عکسش نه به‌خاطر هیچ کدوم این‌ها که به‌خاطر خودش در صفحة من نشسته
لطفا یک توجه مختصر بکن مثلا، به بلوز و نواحیه مربوطه و اشارة مجهول الحال اولیا مخدره آن‌هم با وجود سیگار سوزان به سویی نامعلوم که در عکس کاملا معلوم و پیداست به یکی ای همچی نیم‌بند چشمکی هم زده . بماند تخت خواب زردی که از پشت بانو به یاد آفتاب‌گردان‌های ونگوک فریاد می‌زنه
یا شیشة مذکور و نحوة قرار گرفتن بر لب و الی آخر و استخفر... اون حرامی داخل بطری
همه اون‌ نکاتی که از بچگی در مخمون کردن که چی؟
یه لیدی، این‌جور نمی‌شه . .......... الی ابد
حالا به ما می‌گن لیدی و برامون فرش قرمز پهن می‌کنن
یا
این لیدی؟

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...