۱۳۸۶ فروردین ۱, چهارشنبه

اول فروردین



به هر کلکی بود روز بی‌قواره اول سال سپری شد.
وقتی سال رو بی‌موقع تحویل میدن، تو هم ظهر بیدارمیشی
تا خودت رو پیدا کنی و تبریکات تلفنی انجام بشه شده شب
خدا باقی سال رو بخیر کنه.

البته جرقه‌هایی هم بر آسمان رویت شده که هنوز نتیجه تحقیقات معلوم نیست
اگر از نوع شهاب سنگ‌های آهکی یا سنگ پایی نباشد شاید بتوان به سال جدید اندکی چشم امید داشت
باید برم شمال، حالش نیست. 

خدا می‌دونست تنهایی حتی بهشتم خوش نمی‌گذره که حوا را آفرید.
منم انگیزه برای سفر ندارم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...