۱۳۸۵ اسفند ۲۶, شنبه

درود به پارسال


خداحافظ دیروزها ، خداحافظ ترس‌ها، امیدها. 
خداحافظ همه وحشت‌های بی‌جایی که داشتم. 
خدا حافظ شیرینی‌ها و لذت ها
سپاس از تمام زیبایی‌های سال گذشته.

از تمام خنده‌ها و بازی‌های سال گذشته که باعث شدن کلی یاد بگیرم
سپاس از آمدن‌ها رفتن‌های مکرر که یادم دادند ما و همه رهگذرانی هستیم که تا هستیم باید قدر لحظات‌مان را بدانیم. از ظرف دیروز نمیشه امروز خورد
خدایا شکر برای همه آنچه که در سال گذشته دادی و یا صلاح ندیدی که بدی. 

شکر بابت همه چیزهایی که یادگرفتم. شاید دردم اومد، شاید یکسال به عمرم اضافه شد.
ولی شکر که خوب گذشت و تو همه جا با همه لوس بازی های من حاضر بودی
شکر بابت این اداره از مابهترون که ماهیگیری یادم داد و استاد بداخلاق که انگشت لای انگشتم گذاشت.

شکر که از عبور سیصد و شصت و چند روز گذشته از خودم شاکی یا طلبکار نیستم
یعنی از هیچ کس نیستم. که فقط من مسئول تصمیماتم هستم
پس درود به همه سه و تک کاری های ضایع من که مال خودمه فقط



خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...