۱۳۸۵ اسفند ۱۷, پنجشنبه

زنانه


خدا رو شکر بعد از قرنی یه شبی با شب‌های دیگه فرق داشت. تفاوت در مکان و زمان نیست. تفکیک از فرق بین آدم‌ها ایجاد می‌شه
یه شب می‌تونه خیلی ستاره بارون باشه می‌تونه هم ابری و طوفانی یا حتی خفه و دم کرده. هیچ‌کدوم تقصیر آب و هوا نیست
مستقیم ازماست که برماست
یکی می‌شه امشب، بی اونکه اتفاق فوق العاده‌ای افتاده باشه، همینطوری می‌شد با همه چیز حال کرد. می‌تونم خیره بشم به آسمون و باور کنم یکی از اون ستاره‌ها اون بالا به من مربوطه
فکر کن شادی‌های کوچک زنانه. مثل هوس یک بغل گرم که بوی تلخ و سردش آدم و بیهوش کنه و امنیت حضورش تو رو از هیچ نامردمی نترسونه. با رفتنش با خودت درگیر نشی چی دادی، چی گرفتی؟
حتی از هیچی پشیمون نباشی از هیچی چون خودت رو باور داری
زن‌ها اینطورن، همیشه در هر موردی به خودشون مشکوک و درگیری پیدا می‌کنند. چون خواسته‌هاشون با توصیه‌های علمی هیچ خانم بزرگی یکسان نیست

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...