۱۳۸۵ اسفند ۲۸, دوشنبه

عشق برهنه

واژه متبرک عشق هرجا بیاد فضا روحانی و سرشار از انرژی می‌شه. این یعنی معجزه.
می‌دونی؟
می‌دونم نمی‌دونی.

یعنی هنوز چیزی نگفتم که تو بخوای بدونی.
دانشمندان می‌گن، بعد از چگالی انفجار اتمی بزرگترین چگالی، چگالی عشقه! در کوتاهترین زمان ممکن دنیا را برای تو زیر و رو می‌کنه
همه‌اش فکر میکنم که چنین حادث کبیر و زیبایی چطور این چنین محزون و تنها مانده که هیچ کس برای برداشتنش دست دراز نمی‌کنه؟
به گمانم بسیار سخته.

برای عشق باید عریان شد
وای فکر کن
این پسران گوگولی مگولی آدم که کم شبیه انسان‌های اولیه نیستند برهنه باشند. اییییییییییییییییش
اما نه عریانی تن که عریان بودن در کنارتو، خود حقیقی بودن، بی‌تکبر و ریا. عشق ورزیدن.

خندیدن‌های صادقانه. 
عیان کردن همه آنچه که از غیر نهان می‌کنیم. 
در حالی‌که همیشه آنچه را که نیاز حقیقی است از دست می‌دیم
هیچ‌وقت خود واقعی نیستیم تا نیاز حقیقی ما را ببینه و کلیدی زده بشه. ماسک‌های مجازی، برداشت‌های مجازی
همیشه با نقابی زندگی کردیم که نقطه‌ء آرامشش، هر چه زودتر رسیدن به خانه و برهنگی در کنار خود و برداشتن نقاب هاست
این‌هاست که تشویش‌ها و بگیر و ببند مالکیت را به وجود میاره

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...