۱۳۸۶ فروردین ۳, جمعه

اعتیاد



هر چی باشه زور نسل جوان می‌چربه
بالاخره باید ساک سفر بست و راهی شد
خدایا خوب فکر کن ببین بالاخره نمی‌خوای یکی رو بفرستی که اون منو ببره سفر؟ من می‌دونم چقدر به تجربه‌اش احتیاج دارم. 

حالا تو هم به روی خودت نیار تا ببینیم کی خجالت می‌کشی؟
منم آخرش عقده‌ای که شدم. 

میرم ترمینال معتاد می‌شم و برای پول جنس، کارم می‌کشه به قاچاق مواد مخدر و الی آخر.
ببین. 
بی محلی سرکار می‌تونه چه فاجعه‌ای بی‌آفرینه؟

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...