۱۳۸۹ شهریور ۲۷, شنبه

سپاس تما قد، علی طهماسبی




مدتی‌ست قدردانی نکردم ترسیدم از سرم بیفته این عادت قشنگ
ده چند روزگذشته بدجور جایی گیر افتاده بودم
البته هنوز هم کمی تا قسمتی اون پایینام
اما خب چون همیشه حواسم هست که من دایم گیر خودم می‌افتم، تا می‌بینم علائم بیماری داره می‌ره بالا
می‌افتم به فکر درمان
خدا خیر بده به علی طهماسبی
انسان خوب
ماه
بزرگ
یک‌سال گذشته رو با اون دارم می‌رم
اشتپ برندارید
با متون و فایل صوتی بیست و چند فایل صوتی که تا این‌ من بهش می‌گم منجی
یه کاری شبیه داستان دیشب و من و همشهری، تفرشی، زمین نازنین و گل‌های رازقی
آینه ی زلال و پاکی که خودش را در هستی یافته و می دونه داره از کجا و با کی‌ها حرف می‌زنه
البته الان فکر می‌کنم اجازه سخنرانی نداشته باشه
اوناش به منو تو چه
اما رحمت به روح پدرت علی طهماسبی
ذاتت نورافشان
انسانت کامل
علی طهماسبی
راهت فراخ و سبز و به قول برخی ورجاوند
علی طهماسبی
ما خیلی‌ها رو داریم، که در عمل نداریم
پشت‌مون خالی‌ست اما همین‌که یکی بهت یادآوری می‌کنه
عامو تو می‌دونی کی هستی؟
آینه می‌شه و یادت می‌آره
ذکر
به‌قول خودش ذکر یعنی یادآوری

یک جمله هم بگم ازش که تا تو گور بامنه

می‌گه: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالا برو ببینم می‌تونی نماز بخونی؟
بخون
دمت گرم
علی طهماسبی


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...