۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

مهمان‌های ناخوانده - کتاب گویا

   



آی بچگی که من از همون وقت تو  این پیر زن رو چه   قدر دوست می‌داشتم
گاهی آرزو می‌کردم خونه‌ی ویلایی ماهم قد قوطی کبریت بود
ولی همه درش به هم می‌چسبیدن
هم را دوست داشتند و پشت به پشت هم بودن

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...