۱۳۹۳ بهمن ۱۳, دوشنبه

قدردانی رسمی



قبل از ادامه داستان بگم از یک قدردانی
دیشب همین‌طوری در کارگاه به یکی از فایل‌های شهبازی گوش می‌کردم
و متوجه موضوعی شدم که فهمیده بودم اما در خشم خودخواهانه‌ی ذهن فراموشش کردم
کاری ندارم با هدف و نیت قلبی ایشان
ولی واقعن در یک مورد دستش درد نکنه
اون‌هم آشنایی من با جناب مولانا بود
حالا به دردم بخوره یا نه، مهم اینه که من از ایشان این رو یاد گرفتم
و باید ازش قدر دانی کنم.
تمام قد و سرشار از تواضع
و هنوز هم خیلی از گفته‌هاش می‌تونه به کارم بیاد
اصلش اینه که دنبال هیچ کس نباید راه افتاد و سینه زد
که به راه کفر می‌رسیم ، بی‌گمان

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...