ما اگر نخواهیم در این دامنهی وسیع تکنوآلرژی باشیم باید کی رو ببینیم؟
شب تا صبح تلفن من جز توسط اهل حرم به صدا درنمیآد
همراه نا همراه هم که بهکل تعطیل بوده، چیزی نزدیک به نیم دهه
کلی مرور کردیم و کلی با دوستان و آشنایان خداحافظی کردیم و رفتیم توی لاک خودمون
میمونه یک فقره نقطه ضعف بهنام مادری که میتونه نخت رو به دست بگیره و تا هر کجا دلش میخواد با خودش تو رو ببره
ماییم و این گوشی جدید
راستش از این که همیشه و همهجا در دسترس باشم خوشم نمیآد
دوست ندارم کسی جز خودم بیدارم کنه و در نهایت از این تکنوآلرژی جدید که
تو رو مانند موش آزمایشگاهی
هر لحظه و هرجایی زیر نظر داره هم بیزارم
اصولن از زیر نظر بودن به قدری دوری جستم
که ترجیح بدم هم اکنون همچنان تنها باشم تا به کسی جواب پس ندم
حالا همه اینها رو داشته باش
نشستی تو عالم خودتی و نزدیک نیمه شب، پیام میآد که:
سلام . خوبی خوشی خانم مهندس؟
خاک بهسرم من کی مهندس شدم؟
نگاه به گوشی می اندازی ، زده فلان ارتباط رایگان
بعد نام که اصلن ناشناخته، شماره هم که نمی اندازه. سکوت میکنی
دوباره می نویسه:
کار جدید ندارید؟
من و داداشم اومدیم تهران کار میکنیم. هر موقع بخوای در خدمتم. امضا دیو سالار
تنت یخ میکنه، اسم آشناست. باید از شمالیها باشه. ولی اون لاکردارا همه یا دیو و یا رستم و اینچیزها رو یدک میکشن
نزدیک صبح در بستر یهو یادت میافته
اه آرماتور بند
مال کی؟
اوه ه ه پیش از طوفان نوح
یا
همینکه ما دست چپ و راست گوشی رو پیدا کردیم
پیام میآد
که : بابا کلی از تکنوآلرژی عقبی. گوشی نو مبارک
نگاه میکنی باز نمیفهمی کیه و اینگونه میشه که از اون به بعد هر کی پیام فرستاد
همه رو بلاک کنم
خب اینم شد تکنولوژی؟
