این چیست که بین من و من فاصله می اندازه؟
این چیست که تمام رفتهها و آمدههای عمر را به بازی گرفته؟
این چیه که نمی ذاره از خودمون و شرایط موجود راضی باشیم؟
این چیه که مدام به جونم نق میزنه
راه زیاده و تو هنوز اولش هم نیستی
اصولن این چه تفکر و چه منی است که دائم با من سر جنگ داره؟
رویاهای جمیعت بشری؟
پروتکل های چندین هزار ساله
از اینکه من الان باید در چه جایگاهی باشم و نیستم
یا نباید بودم و هستم
خلاصه این چیه که نمی ذاره از زندگی راضی باشیم؟این چه حسیه که با تمام این ها مداوم سعی در تربیت و ارشاد دیگران به راه راست داریم؟
گاهی که چند خطی از برخی شما میگیرم و از لطف زیاده
حتا اون چند خط هم بر صفحهاجازه نمایش نمیگیره
از خودم میپرسم:
بابا اینا کی اند دیگه؟
مگه تکلیف خودشون با زندگی روشنه و مونده فقط تکالیف تلمبار شدهی من؟
حالا عامو من اینم و تو هم همونی که اگر از خودت راضی بودی، برای رفع کتی
مدام قصد ارشاد و راهنمایی من رو نداشتی
آدم سلامت فقط آینه در دست داره
به خونههای دیگران سرک نمیکشه