۱۳۹۳ بهمن ۱۶, پنجشنبه

شخص گوگل




بعد از دو سه روز با این یکی وارد صندوق نامه خواستم بشم
گفته: پسورد
ما دادیم.
گفته : نه. حالا باید کد تائید بدی
گوشی به شارژ اون اتاق
تا برم و کد رو ببینم و برگردم؛ می‌بینم. پیغام داده که:
هنوز کد رو دریافت نکردی؟
مغزم یخ کرد. 
بی‌پدر!
 کم مونده بیاد وسط خونه‌هامون بنشینه؛  گوگل
یعنی فقط بی‌چاره ما نسل قبل پنجاه که
با کالسکه هم این‌ور و اون ور رفتیم.
شهرفرنگی هم دیدیم، 
شترهایی که اسفند و فروردین بار کود جابه‌جا می‌کردن و صدای زنگ‌شون تو کوچه‌ها می‌پیچید
الاغ با مرام پیاز سیب‌زمینی فروش محله
حیاط و هشتی، پنج دری و اندرونی هم دیدیم
مراسم تاج‌گزاری به اتفاق جمیع اهل محل با یک تی‌وی سیاه و سفید و
چرخ خیاطی دستی، می‌تونه بهونه‌هامون باشه
افتادیم گیر این تکنو آلرژی و شخص 
گوگل

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...