۱۳۹۴ آبان ۲۰, چهارشنبه

رسمی به‌نام زندگی




عجب هوایی
چه آسمون فیروزه‌ای بی‌نقصی!
چه آرامشی چه ذوقی و چه شوقی در من هست
اسم‌ش چیه؟
هیچی 
به همین می‌گن زندگی
بر سایه‌ی سیمان نقش و رنگ می‌زنم
عطر باورم را بر هر ذره‌ی آن می‌پراکنم
سهم من ، مال من، حق من که برای تجربه‌ی هر ثانیه‌اش در این‌جا هستم
برای خلق‌ش به زیباترین شکل
این توانایی من است
ساخت و ساز زندگی
این هنر من است
پیش از آن‌که وارد این جهان شده باشم
به‌نام زندگی
و 
وای برمن اگر آنی از آن به گذشته بنگرم
به دیروزها باز گردم و از فرداهای نامده بترسم
به این نمی‌گن عقل؟
این رسم آدم عاقل است
رسمی به‌نام زندگی

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...