۱۳۹۴ آبان ۲۰, چهارشنبه

رسمی به‌نام زندگی




عجب هوایی
چه آسمون فیروزه‌ای بی‌نقصی!
چه آرامشی چه ذوقی و چه شوقی در من هست
اسم‌ش چیه؟
هیچی 
به همین می‌گن زندگی
بر سایه‌ی سیمان نقش و رنگ می‌زنم
عطر باورم را بر هر ذره‌ی آن می‌پراکنم
سهم من ، مال من، حق من که برای تجربه‌ی هر ثانیه‌اش در این‌جا هستم
برای خلق‌ش به زیباترین شکل
این توانایی من است
ساخت و ساز زندگی
این هنر من است
پیش از آن‌که وارد این جهان شده باشم
به‌نام زندگی
و 
وای برمن اگر آنی از آن به گذشته بنگرم
به دیروزها باز گردم و از فرداهای نامده بترسم
به این نمی‌گن عقل؟
این رسم آدم عاقل است
رسمی به‌نام زندگی

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...