۱۳۹۰ فروردین ۲۸, یکشنبه

زندگی بد ترکیب





اوه اینم یادم رفت
نقاشی هم دوست دارم
چون رنگ هم بهم جواب می‌ده
ذوق بازی قلم رو می‌شناسم و پا به‌پاش می‌رم
دو روزه رنگ تراپی می‌کنم
بد نیست
دوباره حس می‌کنم که هستم و می‌تونم  انرژی‌هام رو
خرج خودم کنم
به‌جای این‌که یه گوشه بشینم و از غصه دق کنم
که عجب ماجرای ضایعی بودی، زندگی
خیلی زود از ریخت افتادی
نه امید به فردایی و
نه امروز، باحالی



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...