۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

پشت هیچستان


 

عشق و مذهب 
دو شوخی تلخی زندگی بود
توهمی که 
قدم به قدم مرا تا این‌جا رساند
همان نقطه که تو 
خودت را پشت هیچ‌ستانی می‌بینی 
هیچ‌ستانی که برخلاف باور سهراب
هیچ نیست و فقط هیچ هست
و هیچ جایی هم نیست
 و در آن هیچ وازه‌ای جاری نیست

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...