۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

ختم العشق



هر چی رفتیم و هیچ نرسیدیم
ته تهش به خودم گفتم
 خره تو برگشتی برای این‌که عشق رو تجربه کنی، که کردی
دلت رو بذار پای دل اونا که همین‌طوری اومدن و همین‌طوری، رفتن
بعد که دیگه دل به کسی ندادیم
دل‌داده‌ی بچه‌ها شدم
باز با خودم گفتم: 
خره اصلا عشق یعنی همین حسی که تو داری
بی دلیل براشون بی‌دریغ همه چیز را می‌خواهی
هم‌چین که یه نامه پیدا کرد که مخاطبش خدا بود و نیازش، مرگ من
دلم لرزید و عشقم از چشم ودلم کنده شد
وقتی دوباره کم آوردم و طاقت دوری‌ش رو نداشتم
خودم رفتم به ... خوردم برگردوندمش و 
باز گفتم: خره عشق یعنی همینا که هر چه باهات می‌کنند تو باز می‌خواهی
عشق حقیقی یعنی عشق مادری به فرزند
دقایق نود بازی بود که 
ما پنالتی لازم شدیم و وایستادیم دم دروازه که از کل جلو گیری کنیم
کار کشید به خیلی خیلی بدتر از اونی که سال پیش تجربه شد
عید زهر و مار و دندان کرمی عشق را کندم
و خودم عذر عشقم را خواستم
همین وسطا یه پرده برداری شد از، یادواره‌ی ختم‌العشق
تازه به این پی بردم که،
همون بهتر که کل زمان اون عشق،  شش ماه نکشید و همه چیز تمام شد
وگرنه که طرف نه تنها آنی نداشته و من احمق هنوز برای خودم آنی ساخته بودم
بلکه چه بسی حتا از تجربه‌ی آرسن لوپن معروف= پدر بچه‌ها
بدتر هم در می‌اومد
سی همینه که عشق نمی‌تونه طولانی بشه
آخرش یه‌جا تقش در می‌آد. حتا اگر از تجربه و اتمامش چندین سال هم گذشته باشه
خلاصه که با لباس تمام رسمی و تمام قد از همین‌جا از ...  سپاس‌گزارم که نگذاشت در باور عشق توهمی بمونم
و از پریا که نشونم داد
عشق تا وقتی عشقه که موجودیت تو به خطر نیفتاده باشه
وگرنه مثل من عشقت رو از خونه هم می‌اندازی بیرون
حتا اگر پاره‌ی جگرت باشه
و بعد از یک هفته می‌بینم که هیچ پشیمان هم نیستم
چون حداقل از صبح که چشم باز می‌کنم در نبرد، 
تو بدی و .......... اینا قرار ندارم
اینم از عاقبت خواب خوش عشق 

کاش این‌ها رو از جوانی فهمیده بودم و انرزی‌هام و خرج غیر بیرون از خود نمی‌کردم
چه بسا الان یه .... شده بودم


همه‌ی عمر دیر رسیدیم.
 



صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...