۱۳۹۴ مرداد ۱۵, پنجشنبه

همین حالا




دیروز چه کردی؟
دیشب چی؟
چه‌قدر از دیروز رو به یاد داری؟
می‌تونی همین دیروز رو برگردونی؟
هفته و ماه و سال پیش طلب‌مون
ما حتا دیروز رو هم از دست دادیم و با هیچ ضرب و زوری نمی‌تونیم حتا یک دقیقه‌اش رو 
برگردونیم، تغییر بدیم یا هیچی
چند روزه دارم روی این موضوع کار می‌کنم
هر روز به دیروز فکر می‌کنم و چنان دور و غیر قابل دسترس که، کودکی نیز
از این رو دارم فقط به امروز نگاه می‌کنم
ثانیه به ثانیه
ریز و با جزئیات
با این حساب
کار بسیار خسته کننده‌ای می‌شه، ذهنت بخواد مدام
مخ‌ت رو بجوه، از دیروز و پری‌روز بگه و یا هر چه که
هنوز نرسیده و به آینده تعلق داره
آینده ای که هیچ پیدا نیست بشه حتمن دید
یعنی دروغ چرا؟
هیچ تضمینی وجود نداره، حتمن سال دیگه باشم یا سه سال دیگه و .... 
پس فرمول اینه
امروز که خواهم بود؟
در اکنون 
همین حالا

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...