۱۳۸۷ آذر ۲۸, پنجشنبه

کجام من؟



کف پاهام درد گرفته بس‌که راه رفتم
تو خونه هی راه می‌رم، هی راه می‌رم شاید گم بشم و دوباره پیدا بشم
چرا دنیا و ماجراهاش اون‌طور که فکر می‌کردیم نبود؟
ما غلط فکر کردیم؟
یا از اول غلط فهموندن‌مون
ای خدا نمردیم از خوشی که پس بذار رمانتیک بمیریم
من اصلا هیچ‌جاش رو دوست نداشتم و فکر می‌کردم همه اونا رو من خواسته بودم
در حالی‌که من گم بودم چطور می‌شد من بمونم؟

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...