۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

یه پنجره‌ست



کی؟
آخی! طفلی ! حیف شد
یه جور اینا رو می‌گه که انگار هیچ وقت نوبت خودش نیست. مرگ همیشه برای همسیه است
ذهن حتی لحظه‌ای به تو اجازة تفکر و یا تجسم مرگ را نمی‌ده
اون بهتر از من می‌دونه مرگ چیه
پایان او
پایان من
یا تو یا همگی با هم ما
تعاریفی دست ساخته و زمینی که به تو اعتبار داده. تو خاطر جمعی که قرار نیست حالا حالا بمیری و یا شاید حتی چه‌بسا نامیرایی


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...