۱۳۸۷ آذر ۱۶, شنبه

صفر درجه






ساعت یک‌ربع به نه و نیم
و من با جوراب‌های سفید‌حوله‌ای روی سرامیک‌های بی‌حس، خونه راه می‌رم
گاهی زمین زیر پاهام می‌تپه
گاهی من بر فراضش راه می‌رم

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...