۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

کیش و مات


این یک‌سال گذشته تعداد آزمایش وخطام بالا گرفته ولی هنوز سه نکردم و سوتی ندادم
یک شطرنج مفصل خانوادگی، دیروز صبح یه تک سنگین بهم زدن
تا شب صد رقم مچاله شدم و ترسیدم و لرزیدم تا ,وقتی که با یه خروار بغض خوابیدم
پیش از خواب یکی بهم گفته بود، باور کن فردا روز دیگری خواهد بود
وقتی صبح چشم باز کردم اولین فکر راه کارم بود
نمی‌دونم چند دقیقه طول کشید تا کامل بیدار بشم و تصمیم گرفتم نشانه‌ها را دنبال کنم
حالا بازی دست من افتاده و خیلی راضی‌م از این‌که برگ برنده را مدتی بود از خاطر برده بودم و درست وقتی به‌یادم افتاد که واقعا حکم برگ برنده داشت و تک خال دست من شد

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...