۱۳۸۷ آذر ۲۰, چهارشنبه

ادب آداب دارد. مرکب آب دارد





تازه این‌که چیزی نیست ، من تا مجبور نشم سجلداحوالم رو نگله کنم سنم یادم نیست
دلم هم که هنوز عشق رو خوب می‌شناسه فقط حاضر نیست عشق را بی‌اعتبار کنه و
مدتی فکر کنه شاید این خودش باشه دیگه خودم روگول نمی‌زنم
در نتیجه بعد از هر بار عبور ستارة هالی ممکنه گوشة ذهنم رو یکی اشغال کنه
و باور و درک این موضوع برای هم‌جنسان شما کاری بس دشوار و همیشه فکر می‌کنند ادا در می‌آرم
شاید زیر لب میگن، دو روز دیگه خودم می‌بینمت


صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...