۱۳۸۷ آذر ۲۰, چهارشنبه

ادب آداب دارد. مرکب آب دارد





تازه این‌که چیزی نیست ، من تا مجبور نشم سجلداحوالم رو نگله کنم سنم یادم نیست
دلم هم که هنوز عشق رو خوب می‌شناسه فقط حاضر نیست عشق را بی‌اعتبار کنه و
مدتی فکر کنه شاید این خودش باشه دیگه خودم روگول نمی‌زنم
در نتیجه بعد از هر بار عبور ستارة هالی ممکنه گوشة ذهنم رو یکی اشغال کنه
و باور و درک این موضوع برای هم‌جنسان شما کاری بس دشوار و همیشه فکر می‌کنند ادا در می‌آرم
شاید زیر لب میگن، دو روز دیگه خودم می‌بینمت


خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...