۱۳۸۷ آذر ۲۰, چهارشنبه

من چه منی



حتما این‌ها خوبه
حتما خیلی هم خوبه
شاید به‌خاطر این بود که، از سن پایین این شاخه به اون شاخه پریدن رو یاد گرفتم. زود پوست می‌اندازم و با ماهیت جدید راه می‌افتم. چنان که از یاد می‌برم اون یکی کی بود؟
گو این‌که همگی به محض ورود به زمین همین‌کار را کردیم. پذیرفتیم من تازه باشیم و زحمت به خاطر سپردن هویت و ذات را از گردن باز کردیم
من‌که نه یادم هست و نه حوصله دارم زور بزنم به‌یاد بیارم کی بودم؟
چرا اومد؟ قرار بود چه غلطی بکنه؟
چرا نکرد؟
شایدم بیش از این قرار نبود کاری بکنه؟
کی می‌دونه چی درست، خوب، بد یا حتی .................................................. به توان، ان
شایدم بد باشه!
کرم، توی پیله از کجا بدونه یه روز پروانه می‌شه؟
چون، وقت رفتن می‌رسه و من آخرش هیچ شخصیتی را به تمام تجربه نکردم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...