۱۳۸۷ دی ۴, چهارشنبه

تراپی






قدیما یا زنگ انشا مجبور بودیم چارخط چیز بنویسیم. یا وقت عاشقی که دیگه از عشق بال بال می‌زدیم.
رو به قلم و کاغذ می‌آوردیم
یا کارت یه جا گیر بود و باید عریضه بنویسی
اما اینترنت و وبلاگ نویسی این امکان را داد آدم‌ها بی وحشت قلم و دوات و کاغذ و معلم هفتاد رنگ بنویسن. همین‌جوری. خودمونی
حرف دل
و گاهی از بین اینا نویسندگان بزرگی هم کشف می‌شه
قدیما وقت بود با بقال محل درد و دل می‌کردیم. حالا چت می‌کنیم
خلاصه که ایرونی جماعت با یک درد دل می‌کنه و نبوغش سرازیر می‌شه
کاش می‌شد با نرم‌افزاری تمام توان و جوهرة وجودی را فعال کرد

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...