۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد


در عشق هم همین بودم
تا زمانی می‌خواستم که از دستم دور بود
وقتی می‌رسید 

آنقدر نزدیک که کافیه اندکی دست دراز کنم تا برش دارم، ذوقم کور می‌شه و عشقم آب می‌ره
یعنی چند نفر به این مرض مهلک گرفتاریم؟
خدا منو به کل شفا بده که فقط ارتباط از راه دور را دوست دارم و یاد گرفتم
شاید برای همین تنها موندم ؟
بی‌اون‌که فکر کنم، بالاخره از این‌همه انتظار و تنهایی و

 ............. خسته می‌شم و بیشتر مایلم یکی در کنارم باشه تا پشت در

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...