۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه

هفته‌ای یه‌بار


روز خواستگاری یکی از خانم بزرگ‌های فامیل داماد گفت: مادر جون افتخار کن که داری عروس بانو فاطمه زهرا می‌شی
کمتر کسی چنین سعادتی نصیبش می‌شه
فقط یه عیب داره این‌که اینا هفته‌ای یه بار خل می‌شن
اونم چهارشنبه‌است که تا سه شنبه بعدی طول داره
وگرنه همه‌چیزشون خوب و مایة افتخاره
این شد که بیشتر عمر من در خدمت نوادگان این بانو گذشت
عید بچه سیدا مبارک

راستی، عجب برفی از صبح باریده
ای جونم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...