۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

لطفا نگاهم کن



از الست یادم موندی، یا برنامه‌ریزی بی‌بی‌جهان باشی. چیزی من را به شما وصل کرده که اسمش حالی‌ست خوب
همین‌که این‌موقع‌ها دلم برات قیلی ویلی می‌ره، خوبه. می‌فهمم هنوز سرچشمه‌ی وجودم می‌جوشه و یک‌جایی هست
جایی که ازش نیرو می‌گیرم، باهاش حرف می‌زنم و آرامم می‌کنه
در عرش ساکن نیست
ولی یه‌جایی همین نزدیکا، هست
هست با جرمی وسیع از انگیزش‌هستی
و اگر این انرژی مخملی از تو بهم نمی‌رسید، با این همه سناریوهای ابلیس، چیزی ازم نمی‌موند
خدایا لحظه‌ای تنهام نذار
لحظه‌ای بی‌من مباش
نگاهم کن
خدایا سیل ،
خشم،
رانش،
هر چه هست را ببخش و برای زمین اراده به آرامشی کن و بهش بگو باش
اراده‌ای که در آن سیل‌زده‌ای در انتظار کمک
جا نمانده باشد

خدایا ببخش همه جهلم، کوری و ناشنوایی‌ مرا
خدایا لطفا نگاهم کن



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...