۱۳۹۲ بهمن ۲۱, دوشنبه

همیشه بهار




چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند
هاااا؟
فکر کردی اگر سبزم، همیشه سبزم و از سبزی دارم خفه می‌شم؟
نخیر
منم روزهای چون دیروز بسیار دارم
همون روزها که وسط محله‌ی ابلیس ذلیل شده بیدار می‌شم
همه چیز تلخ و دنیا تاریک و بی امید
اما بعد از اون همه آمدن و رفتن و زار زار گریستن‌ها، یاد گرفتم وا ندم به جریانات متفرقه‌ی زندگی
این منم که زندگی می‌سازم
لحظه به لحظه در لحظه‌ی حال
با تمام بد حالی ها
رسم زندگی این است
جنگیدن برای ساختنش
هر روز از نو

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...