۱۳۹۴ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

آذردخت عزیز



جهان ذهن من تصویری‌ست و از همین روی، هر آدمی در ذهن‌م تصویر و جهان مختص خودش رو داره
و در همین جهان، تصویر آذر این می‌شه
مادری مصلوب
مصلوب هب مادری
و هب طبیعت
یعنی اصولن این بانو بسیار بخشنده است
با دستانی که هی پر و خالی می‌شه توسط خداوند
می‌کاره
زحمت می‌کشه
به نظرم شغل اصلی این بانو باغبانی بهشت بوده روزی
و چه‌طور می‌شه عاشق طبیعت بود و مردم را دوست نداشت
آذر یک‌پارچه مهر است و شفقت
مادری نمونه‌
و زنی مقتدر
این کار رو هم‌زمان با عصر طلایی در دست داشتم
و هدیه‌ای‌ست برای تولد امیر پسر آذر که یک روز قبل از تولد خودم بود
البته طبق معمول رنگ‌ها خیلی صحیح نیست
کار اصلی همیشه یک چیز دیگه است
 فقط باید صبر کنم کل هوم مسافران شمال برگردن تهران
هفته‌ی بعد برم دست بوسی آذر
اتوبان کرج در ایام تعطیلی یک فاجعه است
و به این فاجعه تن نمی‌دم  






رنگ روغن بر بوم 110 × 60 cm

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...