۱۳۸۷ اسفند ۴, یکشنبه

کسی، بدن اختری منو ندیده؟


خدا خودش عاقبت امروز رو بخیر کنه
از صبح که خودم بیدار نشدم. یعنی چرا شدم، اما نیمه کاره و یحتمل بدن کیهانیم رو جا گذاشتم در جهان رویا
بیدارم ولی حال آدم خواب
خواب کار می‌کنم
خواب راه می‌رم و کافی‌ست همین‌جا، همین حالا چشم برهم بذارم
مطمئنم دیگه بازش نمی‌کنم
نمی‌‌دونم یه رشته از پلکم رفته تا قلبم که تا این بیاد پایین
اون ضربانش می‌ره بالا
انقدر که انگار الان که بایسته
گاه وسوسه می‌شم بازش نکنم و باهاش برم
حتم دارم هنوز علم طب با چنین بیماری مواجه نشده باشه
آدم مبتلا به صرع تکلیفش پیداست، یهو کالبد کیهانی‌ش بی‌اراده می‌ره سیر و سفر
اما به علی نه سفری دیدیم و نه صرع دارم
خدا کنه یه‌بار برای همیشه بسته بشه
دیگه برام
نا نمونده
چیه؟
نمی‌شه که همیشه دیزل نمی‌دونم چی‌چی بهم وصل باشه؟
یه‌موقع هم من اون زیر دست و پا می‌زنم
خب یکی بیاد و منو بکشه بیرون
پس شما چه دوستانی هستید؟ اگر نتونید در این شرایط به‌دادم برسید
برای شادی که همه کاندیدا
یه حرف خوب
یه چیز قشنگ هم می‌تونه معجز کنه

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...