۱۳۸۷ خرداد ۶, دوشنبه

عامو

چقدر بعضی از شما نامردین به‌خدا
به من می‌آد این‌ حرف‌ها؟ تازه منه حیوونی بی‌گناه که خیلی هم مظلومم
یخورده نگام کن، نه خوبتر و بهتر. این‌همه چیز دوست داشتنی در وجودم هست. من اگر اینجا می‌گم مثل دور از جون همه سگ؛ یا تلخم برای اینه که بعد شما بگید: نه این چه حرفیه. تو خیلی هم ماه و خانوم و اینایی. نه این‌که بدتر بزنید توی خال و حالم
حالا فرض کن، حال منو گرفتی. چی تو جیب تو رفت؟ دلت خنک شد؟ ای ناقلا
پس تو هم که بد تر از من یه چیزت می‌شه. گرنه چطور ممکنه آدم از آزردن یکی دیگه خوش‌بحالش بشه؟
اگر بخوای همه رو بد ببینی، بد قضاوت کنی؛ زندگی برات مثل جهنم می‌شه
از ف برای فرحزاد آزارت می‌ده تا نگاه اضافه نفر بغلی
باور کن همه سعی داریم بهترین نقشی که یاد گرفتیم ایفا کنیم، حالا اگه سه می‌کنیم واقعا قصد سه نبوده. شده دیگه انسان هم که جایز الخطاست
عامو من به همه الطاف شماها می‌خندم، یکی دیگه شاید یکی محکم بخوابونه توی گوشت

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...