۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

عصر حجر


یادش بخیر
دوشنبه‌های بچگی‌ها 
عصر حجر می‌داد
فرد می‌دوید و فریاد می‌زد
ویلماااااااااااااا و من از خنده غش می‌کردم
حالا با یک من عسل هم خورده نمی‌شم
که هیچی
خنده‌ام هم نمی‌گیره
مگر گاهی ملیح و مشکوک به پوز خند

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...