۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

جونم واسه‌ات بگه




عجب عصر توپ و باحالی
مثل عصرهای بچگی
پر از دل زنده‌ای
پر از حس خوب، آینده
.
.
صبر کن
برم لیوان چای تازه دم احمد عطری را بیارم
تا 
جونم واسه‌ات بگه

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...