۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

جونم واسه‌ات بگه




عجب عصر توپ و باحالی
مثل عصرهای بچگی
پر از دل زنده‌ای
پر از حس خوب، آینده
.
.
صبر کن
برم لیوان چای تازه دم احمد عطری را بیارم
تا 
جونم واسه‌ات بگه

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...