۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه

ثانیه‌های خاکستری


این دنیا به قدر و قاعده‌ی خودش خاکستری هست
وای به روزی که منم از خاکستری‌هایی بگم که حتا فکرش
مور مورم می‌کنه
در نتیجه این‌وقتا می‌شینم و تماشا می‌کنم
به خودم هی می‌گم، تو خیلی ساده و طبیعی حق داری گاهی گیج بشی
و این هیچ عیبی نداره و تو هم انسان کاملی نیستی
و خیلی هم حق داری گاهی کرکره‌ها رو بدی پایین و فقط شاهد باشی
گو این که با این انرژی پایین، آدم خوبی نیستی و بهتره حتا یک خال هم
به این خاکستری هستی، اضافه نکنی
خلاصه که می‌فهمم پنج‌شنبه و غروب شده و 
اینا
اما دروغ چرا؟
همه‌گی شاکر باشید ، هیچی نگم و رنگ خاکستری نپاشم





کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...