۱۳۸۹ دی ۱۲, یکشنبه

دگردیسی پروانه

وای به روزی که باور خودم از خودم را از دست بدم
باورم از آن‌چه که حس می‌کنم، دوست دارم یا ندارم
باور هرآن‌چه که هستم
حتا باور آن‌چه در عشق می‌تونم باشم یا نه
این باور به ما آرامش می‌ده و همین‌هم کافیه
به کی چه ما به چی فکر می‌کنیم
چه‌طور وارد دگردیسی‌ها یا خروج می‌کنیم؟
به کسی چه شب‌ها چه می‌کنیم یا نمی‌کنیم، به چی فکر می‌کنیم
چون راستش را بخواهی، مردم به‌قدری درگیر خودند که به بیرون از خودشون راه نمی‌ده
پس لطف کنیم، برای دل خودمون زندگی کنیم
وقتی به مکان تازه‌ای می‌رم کافیه طبق سنت کهن ایرانی معرفی بشم، 
شهناز خانم
بلافاصله از کوره در می‌رم که چی، شهناز؟
شهرزاد هستم
به همین نسبت هم کافیه خودمون بمونیم و درگیر داوری‌های بیرونی نباشیم 
که همین‌طوری‌ها از ریخت خودمون به ریخت ذهن جمعی درآمدیم



کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...