۱۳۹۳ دی ۲۳, سه‌شنبه

آزموده را آزمودن خطاست



حتمن که نباید بیست و چهار ساعته مانند موتور کار کرد
چه اشکالی هست اگر بنا باشه یه روز از صبح تا شب هیچ کاری نکنی؟
اه
پس عاداتم چی می‌شه؟
همینه که کلافه‌ام می‌کنه و امروز بناست بهش گیر بدم
طبق عادت الان باید کاری کنم
مثلن، در کارگاه باشم یا بالای سر گل‌ها و زیر آفتاب
بیرون نمی‌شه فعلن چون موهام خیسه و سرما می‌خورم
می‌مونه کارگاه که بنا نیست برم که خرابکاری نکنم
خب به فرض هیچ کاری نکنمو تی‌وی ببینم
وسط روز؟ک بودم
مثل پیر زن‌ها بشینم پای تی‌وی؟
خب بنویس
چه‌قدر مگه حرف برای گفتن هست که نه درش منیت باشه و نه روده دارزی
که از نوشتنش لذت ببرم؟
خب اصلن هیچ کاری نکن و زل بزنه به روبرو
نمی‌شه در سکوت نیستم
داستان همینه درونم آروم نیست
بی‌دلیل
اما ذهن من بر اساس برنامه‌های بشری عاداتی داره که نمی‌تونه ازش صرف‌نظر کنه
این از همون وقت‌هاست که دلم می‌خواد چلک بودم
خودم رو به صدای جنگل می‌سپردم و عادتی نداشتم که از کولم بالا بره
مفهوم درش جا افتاده
رفتن به چلک یعنی رجعت به روح و خدا
و دیگر هیچ
می‌رم اون‌جا که از تمام عادت‌هام دور باشم و به ذهنی حساب پس ندم
ولی اون‌جا الان نه تنها سرد که واقعن هم‌چنان پام با جاده نمی‌کشه
شاید اصلن سی توقف زیادی در تهران آشفته شدم



و در همین مواقع بود که در قدیم راهی جاده می‌شدم
نرسیده پشیمون می‌شدم و دلم می‌خواست زودتر صبح بشه تا برگردم تهران
و سی همین‌که این بازی‌های ذهنم رو شناختم در نتیجه
رفتار و تصمیمات هیجانی هم تعطیل

اسمش رو می ذارن پیری؟
یا آزموده را آزمودن خطاست؟

لحظه‌ی قصد

    مهم نیست کجا باشی   کافی‌ست که حقیقتن و به ذات حضور داشته باشی، قصد و اراده‌ کنی. کار تمام است. به قول بی‌بی :خواستن توانستن است.    پری...