۱۳۹۳ بهمن ۹, پنجشنبه

درد تنبلی



این هوا هم شده ماجرا
باید برم خرید
حتمن حتمن هم باید برم زیرا سیگارم تموم شده
ولی آسمون ابری و حس سرما جراتم رو خشکونده
خب چه کنم؟
من سرمایی‌ام در حد مرگ
حتا فکر به سرما هم کافی‌ست تا زندگی‌م رو فلج کنه
ولی از یه چی شادم
این‌که سیگار ندارم و تهش مجبور می‌شم برم خرید
گرنه باز حوالت به فردایی می‌شد که دو روز پیش شد
حالا تو فرض کن
منی که مدام این خیابون‌ها و جاده‌ها رو وجب می‌زدم
سی چی این‌طور چسبیدم به خونه؟
زیرا هیچی تهش نبود
هی رفتیم هی اومدیم فقط ماشین داغون می‌شد
هی فرار و هی فرار و عاقبت سکون
البته اگر تا یک ربع آینده به این نتیجه نرسم که بهتره اصلن سیگار نکشم
خب این واقعن چه حسی‌ست درمن؟
فقط بابت سرماست؟
کسی که با ماشین می‌ره و می‌آد. واقعن مشکل سرما داره؟
یا چی؟
شاید از همه‌ی خلق وحشتزده باشه؟
نه اسم تهش تنبلی‌ست

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...