۱۳۸۵ اسفند ۴, جمعه

لیست آرزوها



ما خدایان کوچکی هستیم که چون خدایی از یاد بردیم به ساحران کوچک و بزرگ بدل گشتیم. ساحرانی که چون ساحری در یاد نداشتند، شعبده بازانی نو کیسه شدن

طبق اصل اول ساحری که می‌گه« جهان همانی است که تو می‌اندیشی » یک هفته ورود هر گونه موج منفی از موسیقی غم انگیز تا سریال‌هایی که صد رحمت به اوشین و انواع اخبار محله‌ای یا خاله خانومی، به خانه ممنوع شده

حالا که بهانه‌ای برای حزن و رنج اندوه نداریم باید کاری کرد. همیشه عادت داشتم منتظر یک صدا بنشینم. حالا چشم‌ها رو می‌بندم و به درونم گوش می‌کنم

قرار شده لیستی از آرزوها بنویسیم.اصلا مهم نیست حتی اگر شبیه لیست خواربارفروشی باشه. مهم اینه که این انبار آشفته سر کمی تا قسمتی سبک بشه. البته در این مسیر باور انسان خدایی هم به مقدار لازم

لیست را بارها خوندم. بعضی را حذف کردم و بعضی اضافه یا تصحیح. باید لیست کامل واضح و آشکار باشه. قرار نیست هستی تمام وقتش را در جستجوی آرزوهای من بذاره

کاغذ را بردار و با جسارت تمام بنویس و بعد با صدای بلند بخوان

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...